انواع لحن در زبان فارسی
لحن:
یعنی آواز خوش و موزون، نوا، کشیدن صدا یا اجتماع حالت های صداهای مختلف. (دهخدا). لحن، نحوه خواندن و بیان کردن جملات است با توجه به شرایط موجود و فضای حاکم بر جمله وکلّ متن. باید دانست که به هنگام ادا کردن متن و به لفظ در آوردن آن، نه تنها هر متن، لحن خاصّ خودرا –اعم از طنز یا جد- می طلبد، بلکه هر بند وهر جمله نیز به تنهایی لحن خودرا دارد وممکن است در هر بند انواع واقسام لحن ها وحالات به کار گرفته شود ودر کنار این موارد در هر جمله، هر کلمه نیز می تواند شکل وآوای خاصّ خود را داشته باشد؛ به عنوان مثال در شعر ها، قافیه ها وردیف ها در انواع مختلف، آواهای متفاوت وتلفّظ های گوناگون را می طلبند ویا ممکن است تأکید شاعر یا نویسنده در هر جمله کوتاه روی کلمه ای خاص باشد که با رعایت لحن کامل وعلائم نگارشی واحوال نویسنده شکل خاصّی به خود می گیرد.
انواع لحن وآهنگ های کلّی زبان فارسی را می توان عبارت از موارد زیر دانست:
لحن ستایشی:
ستایش مخصوص خداوند است وشاعر یا نویسنده خداوند را در آن به خاطر آفرینش بی همتا ،قدرت بی نظیر والطاف فراوانش می ستاید. در این هنگام خواننده نیز باید خود را موجودی از آفریده های او بداندکه تسلیم او وشاکر بخشش ها و آفرینش اوست.
بسیاری از ستایش ها را می توان در دیباچه ها و مقدمه های کتاب های نظم ونثر مشاهده کرد؛ مانند: «منّت خدای را عزَّوجل، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مَزیدِ نعمت؛ هر نفسی که فرو می رود، ممِدِّ حیات است وچون بر می آید، مفرّح ذات؛ پس در هر نفسی دو نعمت موجود است وبرهر نعمتی شکری واجب .»(سعدی:۴۹:۱۳۷۷).
این حالت که در آن عظمت خداوند یاد می شود، از طرف دیگر، خواری وکوچکی شاعر یا نویسنده را درپی دارد.
لحن مدح:
مدح، نوشته ای در باره انسان است که شاعر از طریق آن، با کوچکتر دانستن خود در مقابل ممدوح، به بیان مطالبی می پردازد. مدح ها نیز به پیروی از ستایش ها شکل گرفته اندودر آن ها همان حالات باید رعایت شود اما با ستایش اختلاف دارد؛ زیرا در ستایش، شاعر یا نویسنده آزادانه تر می تواند حرف خود را بزند اما در مدح ها، به ویژه مدح حاکمان، این کار امکان پذیر نیست. مدح را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
الف: مدح بزرگان دینی ومذهبی چون پیامبر (ص) وامامان(ع)
« محمد کآفرینش هست خاکش هزاران آفـــرین بر جان پاکــش
چــــراغ افروزِ چشمِ اهــلِ بینش طـــرازِکــــارگـــاهِ آفــرینش… » (نظامی،۱۲۹:۱۳۸۲)
ب- مدح سلاطین وحاکمان:
مداحان ِ سلاطین معمولاً افرادی هستندکه برای رسیدن به نان ونوایی به مدح آن ها می پردازندو به همین دلیل در مدح آن ها، شاهان زیبا، بخشنده و شایسته اند وشاعران برای آن ها طول عمر طلب می کنند: «هزار سال فزون باد عمر سلطان را » (ناصر خسرو).
ج- مدح افراد ی بزرگ که خدمتی به جامعه یا شخصی کرده اند :
«آفرین بر روان فردوسی آن همایون نهاد ِفرخنده
اونه استاد بود وما شاگرد، او خداوند بود و ما بنده»
لحن خاطره:
خاطره، داستان یا حادثه ای است که در خاطر انسان باقی می ماند وآن قدر برای نویسنده اهمیت داشته که آن را نوشته است. خواننده خاطره ها باید آن را به گونه ای بخواند که گویی برای خودش اتفاق افتاده است.
لحن حماسی:
حماسه به معنای داستان دلاوری وشجاعت است؛ کسی که شعر حماسی را می خواند باید به گونه ای بخواند که این دلاوری ها را به شنونده منتقل کند؛ پس لحن حماسی لحنی کوبنده واستوار است وخواننده شعر حماسی، به ویژه شاهنامه فردوسی، باتوجه به ویژگی های این گونه اشعار باید لحن خودرا متناسب با محتوای این اشعارکند؛ محتوای این اشعار بیشتر جنگ ها ونبرد های پهلوانان با یکدیگر، بادشمنان وبا موجوداتی چون دیو واژدها وکارهای شگفت انگیزو خارق العاده است. مانند: شاهنامه فردوسی
لحن داستانی – روایی:
حکایت، تعریف کردن صمیمانه داستانی کوتاه با آهنگی نرم و ملایم است به گو نه ای که شنونده یا از آن پند بگیرد و یا تحت تاثیر قرار بگیرد. آغاز چنین لحنی از گذشته با قصه خوانی ها همراه بود؛ قصه هایی که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر انتقال می یافت و در بر دارنده مفاهیمی چون راد مردی، خوبی، از خود گذشتگی، بخشش و… بود و با عبارت ” یکی بود، یکی نبود ” آغاز می شدند. بعد از قصه، داستان ها و حکایت ها شکل گرفتند و با مفاهیمی چون آموزه های زندگی، پند ها و اندرزها همراه بوده اند .
حکایت ها معمو لا با عباراتی نظیر ” آورده اند که … ” ، ” یکی را شنیدم … ” ، ” روزی … ” ، ” شندیدم … ” ، ” نقل است که … ” آغاز می شود.
لحن تعلیمی ( اندرزی ):
این لحن که به لحن اندرزی نیز موسوم است، تلاش می کند با گویشی آرام و آهسته، در دل شنو نده نفوذ کرده و نکات مهم خوب زیستن را به مخاطب خود القا کند. در ایران این گو نه نوشته بیشتر برای پند و اندرز به کار می رود.
لحن مناجات:
مناجات به معنی راز ونیاز گفتن و نیایش با خداوند است. انسان در این زمان خود را بسیار کوچک فرض کرده، آ ن چه را که در حضور دیگران نمی تواند بیان کند، با آه و زاری یا شکر وسپاس بیان می کند. دراین گونه ازاشعار، شاعرچیزهایی معنوی از خدای خود طلب می کند و از او می خواهد که عاقبت به خیرش کند. لحن مناجات آکنده ازعاطفه و احساس و بیانگر حالت فروتنی و خاکساری و تواضع بنده است.
لحن گفت و گو ( مناظره / پرسش و پاسخ )
گفت و گوها انواع مختلفی دارند :
۱- مناظره :
مناظره رقابت کردن با یکدیگر در بحث و گفت و گو یا پرسش و پاسخ است. در این نوشته ها معمو لا لحن پرسش کننده تند و محکم، به دور از خرد گرایی و همراه با فخر فروشی است؛ در حالی که لحن پاسخ دهنده همواره آرام و متین و توام با خرد است؛ به عبارت دیگر پرسش گر که فکر می کند بر حق است، سوالی را از طرف مقابل می پرسد اما چنان پاسخی می شنود که دیگر حرفی برای گفتن نمی ماند .
۲- رجز خوانی :
که هر دو نفر به شرح دلاوری ها و نژاد و افتخارات خود با لحنی حماسی می پردازند؛ مانند : رستم و اسفند یار یا رستم و اشکبوس در شاهنامه ی فردوسی .
۳- گفت وگو های عادی :
می تواند به دسته های مختلفی تقسیم شود. این گفت وگو ها باتوجه به فضای داستان ها وعواطف موجود در آن ها شکل ولحن خاص خودرا می یابند؛ مانند : گفت وگو ی رستم با سهراب پس از زخمی شدن .
لحن طنز:
طنز از قدیم در نظم ونثر فارسی رایج بوده است وبیشتر در قالب حکایت خودنمایی کرده است. طنز ها معمولاًدر پایان خود به نتیجه می رسند وخواننده را تحت تأثیر قرار می دهند ومی خندانند. برخی نیز از همان ابتدا کار خود را شروع می کنند؛
در طنز ها معمولاً جملات پایانی باید بیشترین تأثیر رابر روی خواننده بگذارند تا از طریق آن بتواند لبخند را بر روی لبان مخاطب بنشاند.
لحن توصیفی:
توصیف یعنی وصف کردن و بیان جزئیات وویژگی ها یا آوردن صفات وقید های حالت پیاپی برای چیز هایی که قرار است برای شنونده بازگو کنیم؛ این صفت ها می توانند یا به ظاهر افراد واشیا بپردازند یا به حالات مختلف رفتاری یا حرکات او؛مانند:
(( دیدمش خرّم وخندان، قدح باده به دست واندر آن آینه صدگونه تماشا می کرد ))
در توصیف، نویسنده چیزی را که می بیند با شور و حال فراوان وبا استفاده از آرایه هایی چون تشبیه وتشخیص به زبان می آورد.
لحن میهنی / وطنیه
وطنیه که به آن ” مام وطن ” نیز می گویند، شعری است که در وصف میهن سروده می شود و شاعر در آن می کوشد تا با تحریک احساسات ملی گرایانه و وطن دوستانه ی مخا طبان خود، آنان را به پاسداری و محافظت از کشور خود بر انگیزد. شاعر این گو نه اشعار، با شور و حرارتی وصف نشد نی، مردم را به دفاع از میهن خود فرا می خواند و دراین کار، وطن را مادر خود می داند؛ مادری که هر کس برای دفاع و حمایت از او باید به پا خیزد و از خود غیرت نشان دهد. یا به حال او می گرید، یا درس وطن خواهی را تعلیم می دهد؛
لحن انواع جملات در زبان فارسی عبارت است از :
لحن شبه جمله ها ( اصوات):
در زبان فارسی ظرفیتی وجود دارد که گاهی به جای گنجاندن معانی و مفاهیم در قالب یک جملهکامل، از بافت های کو تاه تری استفاده می کنیم که به ظاهر، ساخت جمله را نشان نمی دهند ولی از نظر پیام مفهوم، معنای یک جمله را می رسانند. به این گونه از بافت زبانی” شبه جمله ” می گوییم. شبه جمله دو نوع است : الف: صوت یا اصوات ب: ندا و منادا .
لحن جملات منادایی
در زبان فارسی به هر کلمه ای که بعد از حروف ندای ” ای، یا، ایا و …” بیاید، منادا می گویند و به هنگام خواندن بایدآن را به شیوه خطابی خواند؛ یعنی بایدآن کلمه را جوری خواند که گویی نام پس از این حروف را صدا می کنیم؛ مـــانند: ” گفتم: ای سعـــدی! تو هم سخنی بگوی از آن هــــا کـــه دیــده ای و شنیده ای.” ( سعدی ۱۳۷۷: ۱۱۷)
لحن جملات شرطی
جمله ی شرطی جمله ای است که نیازمند جمله ای دیگر است تامعنی اش کامل شود. در این نوع از جمله ها معمولاًیکی از حروفِ«اگر»، «شاید»، «مگر»، «تا»و… به کار رفته است؛
لحن جملات پرسشی:
جمله ی پرسشی که سوالی را مطرح می کند، بایکی از کلمه های «آیا»، «چرا»، «چگونه»«کجا» و… همراه است واین خود نشانه ای از وجود پرسش در کلام است.
لحن جملات توضیحی:
این جملات که معمولاً به دو نقطه(:) ختم می شوند وتوضیح اصلی وجزء به جزء مطالب را پس از دو نقطه به همراه دارند، باید به نحوی خوانده شوندکه با رسیدن به این علامت(:) شنونده را منتظر شنیدن بقیه مطلب که مهم ترین قسمت آن نیز هست، نگاه دارد.
تهیه کنندگان:
مهدی زنده بودی – لیلا اسکندری